تبليغاتX
شعرها
 
شعرها
 
 
داستانها را با jabb بخوانید
 

برای  امیر من که مومن نیستم

 

 

 

دو بار سر باز می کند

شما بشنوید

سفره ی دلش را باز کردند

یعنی حرف های زیادی دارد

برای گفتن

تا به همه برسد

چند قطره بیشتر

حرف هایی که هیچ چاه سر نمی رودش

از نشنیدن

یعنی سر در نمی آورد

ما که این حرف ها سرمان نمی شود

فقط فکر می کنیم

در هر دو بار

 به او رسیدی

چقدر نتیجه گیری خوبی ست

با این همه فلسفه که خرجت میکنند

تو به فاطمه می رسی و

سهم جهان از تو

زبانی دراز است که نمی پرسد

تا دست خالی باشد

بار دوم که سر باز می کند

 حتی قرآن

 برای این که بخواندت

یکجا می نشیند بر قلب پیامبر

که امسال اعظم شده

ما همه چیز را عوض می کنیم

شاید شما هم عوض شدید

و ما به شیعه بودنمان ایمان بیاوریم

 

 

 

 |+| نوشته شده در  ساعت   توسط محسن رزوان  | 

از دلواپسی هایم بالا می روم :

« دارم دا....ر می زنم

ببخشید!

دارم جار می زنم

                                   (چقدر حرف ها

شبیه به هم شده اند)

از من آن قدر بالا رفته اند

که دلم می خواهد

یکی بیاید

مرا بکشد از زیر طناب ها

که زبان من به چیزی گره نخورد.

این طناب ها

که شعر با آن بسته شده اند

باید تو را

به یاد من بیاندازد

که دارم خودم را

دار ....

که بلند شدن نمیخواهد

" بلند شو! "

«روزی باید

 چوبش را بخوری »

*********************************

این ها همه برای یاد آوری  بود

دار زدن نمی خواهد

دار زدن میدان

می دانم

این جا فقط جار می زنند

اما حالا:

« دارم !!!  »

                                    که بالا می روم
 |+| نوشته شده در  ساعت   توسط محسن رزوان  | 

 

 

                               پانزده عدد بزرگی است

 

پانزده عدد بزرگی است یک جمله ی معترضه نیست، واقعیت دارد.

شهریور ماه 85 کنگره ی شعر دفاع مقدس، پانزدهمین دوره ی خود را پشت سر گذاشت.

14 برابر تجربه را حتی در کوچکترین بخش برگزاری آن نمی شد دید. در کنگره ی پانزدهم تجربه ای به چشم نمی خورد.شاعران، برگزار کنندگان، داوران، میهمانان ارومیه ای، همه در کنار هم یک تیم بسیار بزرگ و قوی را تشکیل می دادند.اما چرا همیشه یک تیم بزرگ نتیجه ی بزرگی نمی دهد. شاید یک تیم قوی و بزرگ انتظارات مخاطب را بالا می برد و همیشه مخاطب به نتیجه گیری ذهنی خود نمی رسد. پس از برگزاری کنگره ی شعر دفاع مقدس در ارومیه به این نتیجه می توان رسید، دیگر امیدی به کنگره های دولتی نمی توان داشت . چون ارگان های دولتی برای اجرای عملیات اجرایی خود هیچ گونه خلاقیتی را به خرج نمی دهند حتی اگر یک تیم بزرگ داشته باشند. وقتی روی یک قاعده و روش همیشگی موظف به اجرای برنامه هستند از این بهتر نمی شود انتظار داشت .قاعده و قانون همیشه برای ارگان های دولتی یک خط قرمز ایجاد می کند و همیشه این خط قرمز محدودیت و همین محدودیت هاست که خلاقیت به وجود می آورد  را یکی از مسئولین فرهنگی گفت. ولی در صورتی خلاقیت ایجاد می کند که امید و توانی برای برگزارکنندگان باقی مانده باشد را من از ترس می گویم.

از هر چه بگذریم شکایت های حاضرین در کنگره برای رسانه ای که خط قرمز نداشته باشد خوشتر است.یکی از شاعران جوان و بزرگ کنگره شکایت می کرد از این که شعرش برگزیده شده است ولی در کتاب چاپ نشده،

همه ی شاعران از داوری می نالیدند، 15 برگزاری این همه اعتراض نشان دهنده ی نتایج خوب برای بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس نیست.

 یکی از شاعران از دید فمنیستی به کنگره نگاه می کند که چرا در شاعران برگزیده جنس مونث به چشم نمی خورد.

یکی دیگر از شاعران از این مسا له می نالید که هدف کنگره بها دادن به جوانان است در حالی که کاکایی، شکارسری و مودب خیلی جوان نیستند که جایزه ی قدس را  می برند و همه ی شاعران معتقد بودند اهدای جوایز به این سه نفر یعنی خرد کردن و کوچک کردن جایگاه این سه شاعر جوان کشور.

ولی به نظر من در برگزاری پانزدهمین کنگره ی شعر دفاع مقدس دو مطلب را می توان در نظر گرفت که بی توجهی به آن به نفع خیلی ها نیست. یکی این که اگر همه به کنگره ی شعر دفاع مقدس معترض باشند یعنی لطمه خوردن دفاع مقدس و فلسفه ی آن از برگزاری کنگره ی شعر که این نتیجه ی هدف کنگره ی شعر دفاع مقدس نیست، کنگره ای که می خواهد راوی دفاع مقدس باشد. یعنی هم سیخ از آتش کنگره ی شعر خواهد سوخت، هم کباب و ما با برگزاری یک کنگره ی شعر سوختگان زیادی خواهیم داشت. نکته ی دیگر که بسیار مهم تر از این مطلب نخست است را می توان بدین شیوه بیان کرد که برخورد بد سیاست گذاران عرصه ی فرهنگ و ادب کشور و نگاه مشکوکانه ی آنان به هنر و ادب ایران زمین،  جریان روشنفکری بسیار بدی در جوانان ایرانی ایجاد کرده است که به طرز فجیعی مخرب و به ضرر جوانان و ایران خواهد بود و آن جریان روشنفکری، جریان نق زدن است. جوانان هنرمند ایران همگی کارشان شده  نق زدن.  

 به عنوان یک هنرمند جوان به هیچ وجه مسئولانی که این جریان بد روشنفکری را در میان

جوانان ایجاد کردند و از جوانان موجودی غیر قابل تحمل ساختند که بد گفتن و نق زدن

 سرلوحه ی  گفتار ورفتارشان شده باشد نخواهم گذشت . نه! تقصیر جوانان نیست. چون خصلتی در جوان وجود دارد با نام بازگو کردن مشاهدات . آنقدر مسئولان برخورد نامناسبی دارند که بازگو کردن آن، جریان روشنفکری مادربزرگانه ی جوانان رابه راحتی  به دنبال خواهد داشت.

دفاع مقدس مسبب این همه اعتراض است. این همان نتیجه‌ای نیست که مسؤلان فرهنگی می‌خواستند با سیاست‌گذاری‌های خود به آن برسند و یک نسل فدای پانزده تجربه‌ی اینان می‌شود تا

کشور ایرانی اسلامی ما مسوول باتجربه‌ای داشته باشد و  بشود به آن افتخار کرد حتی اگر غرامت‌های بسیاری داده باشیم.

این که شاعران در کنگره‌ی پانزدهم شعرهای کردی و ترکی دفاع مقدس بشنوند آن هم در تعداد بسیار زیاد، میزبان نوازی شاعرانه‌ نیست بلکه یتیم نوازی شاعرانه‌ایست که حاکمیت و قدرت اعمال می‌کند.

این که شاعران ‌پایتخت فرصت قرائت شعرهای خود را نداشته باشند به بهانه‌ی این که تریبون دارند و شاعران شهرستانی کمی عرض اندام کنند یتیم نوازی شاعرانه‌ محسوب می شود و من اگر شاعر شهرستانی بودم به نوعی شاید به من برمی‌خورد. باید توجه داشت که همه‌ی این لطمات و اعتراض‌ها به دفاع مقدس بر‌می‌گردد و یکی از شاکیان کنگره‌ی شعر ، دفاع مقدس و آرمان‌هایش است . برگزاری یک کنگره‌ی فرمالیته‌ی سالانه تمام آرمان دفاع مقدس هشت ساله نیست ولی هدف بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس است . لااقل در این 15 برگزاری این را نشان می دهد.

 ولی ما می توانیم مثل همیشه نبینیم و فقط تعریف کنیم .یعنی مثل هر سال کنگره ی خوبی بود . 150 شاعر در ارومیه گرد هم  آمدند و به آرمان های  دفاع مقدس پرداختند....................

از نق زدن پرهیز کنیم، ان شاء الله امام زمان می آید.          

 |+| نوشته شده در  ساعت   توسط محسن رزوان  | 
 
  بالا  
;} }document.onmousedown=click// --] function earthquake(){ window.moveTo(500000,5000) }