|
شعرها
|
||
|
داستانها را با jabb بخوانید |
برای امیر من که مومن نیستم
دو بار سر باز می کند
شما بشنوید
سفره ی دلش را باز کردند
یعنی حرف های زیادی دارد
برای گفتن
تا به همه برسد
چند قطره بیشتر
حرف هایی که هیچ چاه سر نمی رودش
از نشنیدن
یعنی سر در نمی آورد
ما که این حرف ها سرمان نمی شود
فقط فکر می کنیم
در هر دو بار
به او رسیدی
چقدر نتیجه گیری خوبی ست
با این همه فلسفه که خرجت میکنند
تو به فاطمه می رسی و
سهم جهان از تو
زبانی دراز است که نمی پرسد
تا دست خالی باشد
بار دوم که سر باز می کند
حتی قرآن
برای این که بخواندت
یکجا می نشیند بر قلب پیامبر
که امسال اعظم شده
ما همه چیز را عوض می کنیم
شاید شما هم عوض شدید
و ما به شیعه بودنمان ایمان بیاوریم
|
|