|
شعرها
|
||
|
داستانها را با jabb بخوانید |
من درهمیشه های توتکرارمی شوم
در بین دست های توبیدارمی شوم
مثل تمام عقربه هامی خورم به صفر
حالاکه یک دقیقه شدم خوار می شوم
هی چرخ می روم و سرم گیج می خورد
درتیره های چشم خودم تار می شوم
شعری به دورحرف دلم پیچ می خورد
برسرخی لبان تو انکار می شوم
سقفم که بر سر تو یکی سایه می کنم
ازمن بترس عاقبت آوارمی شوم
ازبس برای توغزل تازه گفته ام
تکرار می شوی تو و تکرارمی شوم
من دلخوشم به صبح که شب تا سپیده دم
دربین دستهای توبیدارمی شوم
|
|