شعر جدید خبر جدید
پیوست را می توانید از فروشگاه خانه ی شاعران ایران پاساژ فروزنده انقلاب تهیه نمائید
برای شادی روح بلند این کتاب جمیعن آن را نقد خواهیم کرد
این شعر تقدیم به زن فرعون که شیعه ی امام صادقی ست و تازه از حج برگشته
1
به غارت چشمانت در آمدند ترک ها
برای سفره ای که پهن کردی در نقشه
چقدر می آید خان به ستار و باقر
چقدرجنگل به میرزا
از صدقه سری این
برکت چشم تو به سر سبزی شمال
نیمی از جهان است وقتی زیر پا می گذاری
خیابان را گز می کنم به یاد نصف جهان
بی هیچ معطلی
فراموش می شود همه چیز
با تو که بعد از مرگ به درد می خوری
بخند
به پای تو افتادند اسطوره ها
شاید به پایان نرسند
نرسیدن نوعی درمان است
برای دردی که نمی کشی
وقتی نیستم
می خندی تو به گور بهرام
به مرگ سهراب هم....
بخند و تاریخ را رقم بزن
بخند و کمی با من قدم بزن
شاید باران ببارد
ببرد
ابر بیاید
پاک کند
همه چیز را از فراموشی چند سطر قبل
2
با گرمی جنوبی ها
آفتاب
می گیرند فصل ها
به غیرت کردها قسم
دارم دورت می گردم
پا به پای من قدم بردار
زمینی شدم یک پا برای خودم
که جای من داشت می چرخید
مثل انار ساوه
پرتغال باغ شمال پدر بزرگ
در یک نقشه به دنیا آمد
از یک نصف النهار مرد
روی درخت
تا در یک فصل برسند
مثل من و تو
که داریم به هم.
ایران شهرهای زیادی دارد برای شعر شدن
تو ایرانی هستی
می توانی گربه ای را ببینی
که یکی از ضبط صوت صدایش می زند
صدایش به تو می رسد از آن طرف مرزها
ضبط شده در تاریخ همه چیز
شده تا صدا برسد
شیراز دروازه هایی دارد برای ورود به شعر
کم کم داری فرش می کنی تمام صفحات تاریخ را
جغرافیا مسیر خود را عوض می کند
از ایران به همین راحتی نمی توان گذشت
این همه خبر دست اول
خبر چینی هم عالمی دارد
نوع دیگری نمانده بود
خیال تو اگر تخت باشد جمشید دارد
پادشاهی این سرزمین برازنده ی توست سرورم
من هم به هوش بودم
از همان اول
که به کسی دل نسپارم
فال سعدی گرفتم
به حافظ بر بخورد
دوزاری ام بیفتد
شستم خبردار می شود
3
تا مرا بیاد بیاوری
حواست را جمع کن
تو فقط در تاکسی زنم هستی
نه در کتاب های درسی
سکه ای کف دستم می اندازی
هزار چرخ بخورد حتمن رسیده ای
باید بروم از پشت یک تلفن عمومی
باقی حرف هایم را بزنم
از ترس
تو نشنیده بگیری
لهجه ات که عوض می شود
می فهمم شهری دیگر به تسخیردر امده
تو هم به روی خودت نیار
من و ولیعصر را منتظر نگذار
بیا و نقشه ی گنج را از روی کره ی زمین بردار
تا کشتی نوح طعمه ی دزدان دریایی نشده
این همه شعر نوشتم که شاعرت باشم
این همه نقشه کشیدم که زنم باشی
ایران شهرهای زیادی دارد
برای اینکه هنوز به من نرسیده باشی
سلام این منم لطفن مرا حلال کنید