حدیث باتو نشستن برای بار نخست
مثال لکه ی ننگی ست که نباید شست
دوباره از تو نوشتم حدیث هجران را
بگو چگونه بیاندازمش به صندوق پست
که هیچ از تو ندارم نشانه ای افسوس
مرا چه می شود اینجا گزینه های درست
چقدر سخت گرفتم زمانه را اما
که بی تو راه عجب سخت بود و پایم سست
همیشه منتظر چشم های زیبایم
که خیره مانده به آیینه در نگاه نخست
برای یافتنت دور خویش می گردم
که قصه های من اینجا شبیه مارکوپولوست
زمین و من شب و روزی شبیه هم داریم
همین...
که....
دوستت دارم
۱۲ آگوست
+ نوشته شده در ساعت توسط محسن رزوان
|
سلام این منم لطفن مرا حلال کنید