تو از هزاره ی آواز درد می آیی

تو از تواضع اعداد فرد می آیی

تمام وسعت جانت هزار ویک زخم است

برای بی کسی این نبرد می آیی

"که با بهاربه ترمیم باغ می آیم"

برای چیست که این گونه زردمی آیی

همیشه چهره ی تو رنگ سبزایمان داشت

ولی به خواب پریده و زرد می آیی

تورا به خاطرباران دریچه ای بگشا

درآن دمی که توبا حجم درد می آیی...

ومن... کتاب لغت را همیشه می خوانم

برای آن که تو با نام مرد می آیی