دور نصف جهان را خط مي كشم
استوا همين كار را با زمين كرد
داغ كرده ام
باران، سيل مي بارد
و خرماهايي كه از ارتفاع نمي ترسند
زودتر مي رسند
مثل بزرگراهها
كه سريعتر از من.
حالا تو هي دست و پا بزن
تا تمام طول اين بزرگراه را
شنا كرده باشي
اين همه خودشان را به آب زدند
دلشان دست توست
اين همه به درد غرق شدن نمي خورند
زاينده رود بايد فكري به حال خودش بكند
دارد همين طور آب مي رود.
+ نوشته شده در ساعت توسط محسن رزوان
|
سلام این منم لطفن مرا حلال کنید