برای امام جواد است
سر پدر را به دامن می گیری
که تاریخ برعکس ورق بخورد
پاره ی تنش را به دامن گرفت پدری
تا باد چشمان یعقوب را برگرداند
به پیراهن یوسف
پدری که از درد به خود می پیچد
چشم به درمانده
زمین سرگیجه دارد
25 بار دور سر تو چرخیده بود
تا چشم نخوری
خوردی و چشمان سیاهت را بست
همه چیز دارد می سوزد
درست عین جگرت
که خاطرات پدر را ورق می زد
تا اول انگور یا انار؟!
در لحظه های حساس به درد می خورند میوه ها
برای تاریخی که فکر می کند
دارد سخت ورق می خورد
مدت هاست که باد نمی آید
که شعر را برگرداند
تا اول انگور یا انار؟!
همه چیز دارد عوض می شود
حتی مسیر این شعر
خدا به نام تو به خلق روزی می دهد
پس خدا بخشنده است
و نامت زبانزد خلق شد
به نام خودش
خدا بزرگ تر است
تا بخشیدی لبانت را به ظرف
جام ها داشته هایشان را به خاک ها افشاندند
تا هرچه را که بخشیدی از خاک سر در بیاورد
که چرا؟
تا ته سر کشیدی
که فقط 25 بار دور سر تو بچرخد
زمینی که هنوز سرگیجه دارد
سلام این منم لطفن مرا حلال کنید